۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

شهر زیبا

+ خودت باید تصمیم بگیری
- نمیتونم. به خاطر همینم اومدم پیش شما.
خواهرشم تو رو دوست داره؟
خیلی
میتونی فراموشش کنی؟
نه
خب پس برو باهاش عروسی کن دیگه.
پس اکبر چی؟
تو میدونی اکبر واسه چی اون دختره رو کشت؟
دوستش داشت.
آدم وقتی کسی رو دوست داره مگه میتونه بکشه؟
نمیخواست بدنش به یکی دیگه
تو اگه جای اکبر بودی چی کار میکردی؟ توام دختره رو میکشتی؟
فراموشش میکردم.
پس آدمی که عاشق یه نفره میتونه فراموش کنه. میتونه؟ اگه میشه پس توام خواهر اکبرو فراموش کن.
نه. نمیشه.
شاهین یادته؟ میدونی چرا قتل کرده بود؟
پول طلبکار مادرشو نداشتن بدن مجبور شد طلبکاره رو بکشه.
آره. شاهین بابا نداشت. عاشق مادرش بود. نمیخواست مادرش به خاطر بدهی چند سال بیفته زندان. طاقتشو نداشت. طلبکاره رو کشت که مادرشو از دست نده. تو میگی کار خوبی کرد؟
نه
تو اگه جاش بودی چی کار میکردی؟ طلبکاره رو میکشتی یا مادرتو فراموش میکردی؟
مادرمو فراموش میکردم.
پس میشه کسی رو که عاشقشی فراموش کنی.
نه. نمیشه. من نمیتونم.
آدم راجع به بقیه خیلی راحت میتونه بگه فراموشش کن. قاضیایی هم که حکم اعدام اکبر و شاهینو دادن همین فکرو میکردن.
من چی کار کنم آقای غفوری؟
من اگه جای تو بودم خواهر اکبرو فراموش میکردم.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر